از چمران پرسیدند: تعهد بهتر است یا تخصص ؟ گفت: میگویند تقوا از تخصص لازمتر است، آن را می پذیرم. اما میگویم آن کس که تخصص ندارد و کاری را میپذیرد بی تقواست
….
این تیکه در خیلی از وبلاگهای بسیجی تکرار شده و به مثابه مشت محکمی است به دهان کسانی که فکر میکنن مشکل کشور ما بی اعتنایی به تخصص افراد است. اول این که تفسیر من از این نقل قول این است که چمران تخصص براش مهم تر بوده که شخص بی تخصص رو که کاری رو قبول کرده به بی تقوایی هم متهم کرده. بعدش هم حالا گیرم که یه جور تفسیر کنید که یعنی گفته تعهد مهمتره. آخه آدم عقل خودش رو نباید استفاده کنه؟ جای دوری میره؟
پارادوکس تخصص و تعهد مثل خیلی از پارادوکس های دیگه است که کاملا با عقل سلیم ناسازگار هستند و به زور مثال های نامرتبط و جملات قشنگ به خورد ملت داده میشن.
کسی نبود یادآوری کنه که باباجان تخصص متر داره. میشه اندازهش گرفت. حداقل تا یه حدودی. مثلا تست میدین و معلوم میشه کدوم شما ریاضی ش بهتره. ولی تعهد مقیاس نداره. اصلا از اولش هم که مفهوم تقوا درست شد برای این نبود که انسانها بتونن همدیگه رو درجه بندی کنن. ولی وقتی تعهد بشینه جای تخصص مجبور میشیم یه جوری اندازه ش بگیرم. مجبور میشیم درجه بندی های خودمون رو استفاده و اعمال کنیم. مثلا یه جای مهر بندازیم روی پیشانی. یا یک تسبیح دستمون بگیریم این هوا. بالاخره باید به یه طریقی به بقیه ثابت بشه که شما از تظر تعهد سرآمد هستید دیگه. به این ترتیب کسانی که تخصص دارن ولی بلد نیستن تعهدشون رو قابل اندازهگیری کنن از دور خارج میشن. بعدش هم این چه قانونیه که فقط واسه ما کاربرد داره. کشورهایی که در اون ها اصولا تعهد محلی از اعراب نداره همه به خاک سیاه نشستن؟
….
ضمنا به عنوان یه مشکل اساسی تر این کار چه معنی میده که ما با یه ضربالمثل یا یه بیت شعر یا با یه نقلقول کلا با آغوش باز آماده پذیرفتن هر حرفی میشیم؟