این را میخواستم چند وقت پیش بنویسم ولی تنبلی کردم. اون موقع یکی از دوستان خوبم تجربه تلخش رو از سیستم درمانی استرالیا نوشته بود. فکر میکنم اکثر انتقاد ما به سیستم درمانی استرالیا در زمینه اورژانس است. من البته نه وکیل مدافع استرالیا هستم نه فکر میکنم استرالیا بهترین جای دنیاست. ولی گفتم تجربه خودم رو بنویسم شاید به درد بخوره. قبلش هم بگم که من هم پنج سال پیش در ملبورن برای اولین بار با سیستم اورژانس استرالیا مواجه شدم و با دعوا و درک و اعصاب خوردی بدون دیدن دکتر، از بیمارستان رفتم خانه.

بعد از اون برای داریس یکی دو بار دیگه رفتیم اورژانس ولی متوجه شدیم که هرچی داریس بزرگتر میشه میزان معطلی ما هم داره با سرعت نمایی بیشتر میشه. این شد که دیگه رضایت دادیم از سرویس تلفنی استفاده کنیم و فهمیدیم که کلا جریان رو درست متوجه نشده بودیم از اولش.
داستان اینجا این جوریه که شما باید همیشه اول تشریف ببرید دکتر عمومی. اگه دکتر تشخیص داد که کارتون اورژانسی است یک نامه به شما میده و به بیمارستان هم موضوع رو خبر میده. اما اگر که یه وقت اتفاقی افتاد که به دکتر دسترسی نداشتید زنگ میزنید به هلث دایرکت (توی ویکتوریا فکر کنم نرس آن کال باشه) و با یک پرستار رجیستر شده صحبت میکنید. دفعه قبل که من زنگ زدم به این سرویس شبی بود که داریس اومد و گفت یکی از اسباب بازیهاش رو کرده توی بینیش. و خون هم از بینیش جاری بود. کرشمه طبق عادت همیشه پرید که آماده بشه بریم اورژانس. اما من یاد معطلی افتادم و تلفن به دست شدم. در کمتر از دو سه دقیقه کارمون تموم شد. و فهمیده بودیم که خطری وجود نداره و باید مواظب چه چیزهایی باشیم که نشون دهنده خطر احتمالی خواهد بود. درست یادم نیست ولی مثلا تو این مایهها که در دو سه ساعت آینده اگر مایع زرد از بینیش خارج شد باز به ما زنگ بزنید. امروز دفعه دوم بود که زنگ زدم بهشون. الیسا در یک لحظه غفلت ما مقدار قابل قبولی کرم ضد آفتاب قورت داده بود. که البته از نظر ما مشکلی نداشت ولی بعد از حدود یک ساعت شروع کرد به گریه و ساکت نمیشد و راه هم نمیرفت. پرستار پشت خط پنج شش تا سوال ازم کرد. گفت کرم ضد آفتاب جزء مواد سمی نیست ولی احتمالا دلش درد میکنه. مایعات گرم بهش بدید و زنگ بزنید به این شماره که مرکز سم هست و مشخصات دقیق کرم رو بهشون بدید تا کامل مطمئن بشید.
سرتون رو درد نیارم ولی در هر کدوم از این موارد اورژانس رفتن معادل کلی وقت تلف شده و اعصاب شخم خورده میبود. ضمنا خوبی این سرویس اینه که یه برنامه کامپیوتری هم با اطلاعاتی که پرستار از شما میگیره به تصمیمگیری نهایی اون پرستار کمک میکنه. نکته در اینجاست که آدم وقتی وارد یه کشور دیگه میشه باید به چهارچوبهای اون کشور عادت کنه و قلقش دستش بیاد. خیلی هم بحث درست و غلط وجود نداره. مثلا تو ایران اگه دو سه تا ماشین جلوتر از شما هم ترافیک رو مختل کرده باشه شما مجازید که بوق بزنید و راه رو باز کنید ولی در استرالیا شما ساکت میمونید تا یا خود طرف راه بیفته یا حداکثر ماشین چسبیده بهش به حرکتی بکنه. خلاصه کلام اینکه بقیه کشورها رو نمیدونم ولی تو استرالیا اورژانس یعنی اورژانس. یعنی واقعا شرایط اضطراری فوقالعاده. اگه الکی هی آژیر قرمز رو بکشید انتظار نداشته باشید که چندتا هواپیمای جنگی بلند شن بیان کمک